بازخوانی رویداد مباهله در تفسیر نور

بازخوانی رویداد مباهله در تفسیر نور

منبع : تفسیر نور، ج 1، ص527 ,
آیه
فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ[1]

ترجمه
پس هر که با تو، بعد از علم و دانشی که به تو رسیده است، درباره او(عیسی) به ستیز و محاجّه برخیزد(و از قبول حقّ شانه خالی کند) بگو:

بیائید پسرانمان وپسرانتان وزنانمان وزنانتان وخودمان را(کسی که به منزله خودمان است) وخودتان را بخوانیم، سپس(به درگاه خدا) مباهله و زاری کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

نکته ها
واژۀ «نَبتَهل» از ریشۀ «ابتهال» به معنای بازکردن دست ها و آرنج ها برای دعا، به سوی آسمان است. این آیه، به آیۀ مباهله معروف گشته است. مباهله، یعنی توجّه و تضرّع دو گروه مخالف یکدیگر، به درگاه خدا و تقاضای لعنت و هلاکت برای طرف مقابل که از نظر او اهل باطل است. [2]

در تفاسیر شیعه و سنی و برخی کتب حدیث و تاریخ می خوانیم که در سال دهم هجری، افرادی از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله مأمور تبلیغ اسلام در منطقه نجران شدند. مسیحیانِ نجران نیز نمایندگانی را برای گفتگو با پیامبراسلام صلی الله علیه و آله به مدینه گسیل داشتند. با وجود گفتگوهایی که میان آنان و پیامبر صلی الله علیه و آله ردّ وبدل شد، باز هم آنان بهانه جویی کرده و در حقّانیت اسلام ابراز تردید می کردند. این آیه نازل شد و خطاب به پیامبر فرمود: به آنها بگو: بیایید با فراخواندن فرزندان و زنان و عزیزانمان، خدا را بخوانیم و با حالت تضرّع و ابتهال بر دروغگویان نفرین کنیم و هر نفرینی که دامن گروه مقابل را گرفت، معلوم می شود که راه او باطل است و با این وسیله به این گفتگو و جدال پایان دهیم.

هنگامی که نمایندگان مسیحیان نجران، پیشنهاد مباهله را از رسول اکرم صلی الله علیه و آله شنیدند، به یکدیگر نگاه کرده و متحیر ماندند. آنان مهلت خواستند تا در این باره فکر و اندیشه و مشورت کنند. بزرگِ نصارا به آنها گفت: شما پیشنهاد را بپذیرید و اگر دیدید که پیامبر با سر وصدا و جمعیتی انبوه برای نفرین می آید، نگران نباشید و بدانید که خبری نیست، ولی اگر با افراد معدودی به میدان آمد، از انجام مباهله صرف نظر و با او مصالحه کنید.

روز مباهله، آنها دیدند که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله همراه با دو کودک و یک جوان و یک زن بیرون آمدند. آن دو کودک، حسن و حسین علیهما السلام و آن جوان، علی بن ابی طالب علیهما السلام و آن زن فاطمۀ زهرا علیها السلام- دختر پیامبر صلی الله علیه و آله- بودند. اسقف مسیحیان گفت: من چهره هایی را می بینم که اگر از خداوند بخواهند کوه از جا کنده شود، کنده می شود. اگر این افراد نفرین کنند، یک نفر مسیحی روی زمین باقی نمی ماند. لذا از مباهله انصراف داده، حاضر به مصالحه شدند. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: سوگند به کسی که مرا پیامبر حقّ قرار داد، اگر مباهله انجام می گرفت، آن وادی آتش را بر آنان فرو می ریخت. [3]

این ماجرا، علاوه بر تفاسیر شیعه، در منابع معتبر اهل سنّت نیز آمده است.[4]مباهله، در بیست و چهارم یا بیست و پنجم ماه ذی الحجّه و در بیرون شهر مدینه بود که اکنون داخل شهر قرار دارد و در آن محل، مسجدی به نام «مسجد الاجابة» ساخته شده است. فاصلۀاین مسجد تا مسجدالنّبی تقریباً حدود پانصد متر است. «اللهم ارزقنا زیارته و شفاعته»بر اساس روایتی در تفسیر المیزان، دعوت به مباهله مخصوص مسیحیان نبوده، پیامبر صلی الله علیه و آله از یهودیان نیز برای مباهله دعوت کردند. مباهله، خاصّ زمان پیامبر صلی الله علیه و آله نبوده است، بلکه براساس برخی از روایات، دیگر مؤمنان نیز می توانند مباهله کنند. امام صادق علیه السلام در این باره دستوراتی داده اند. [5]

سؤال: اگر در این ماجرا تنها فاطمه زهرا علیها السلام حضور داشت، پس چرا قرآن کلمۀ«نسائنا» را به صورت جمع بکار برده است؟
پاسخ: در قرآن مواردی است که خداوند به دلیل اهمیت مورد از یک نفر به صورت «جمع» یاد می کند، مانند آیه 181 سوره آل عمران که یک نفر از روی توهین گفت: خدا فقیر است، ولی آیه به صورت جمع می فرماید: «الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِیرٌ» چنانکه قرآن درباره حضرت ابراهیم علیه السلام می فرماید: ابراهیم یک امّت بود، با آنکه یک نفر بیشتر نبود. گرچه پیامبر می توانست خود شخصاً نفرین کند وکاری به علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام نداشته باشد، ولی خدا و رسول، با این عمل به ما فهماندند که این افراد، یاران و شریکان رسول خدا در دعوت به حقّ و هدف او هستند و همراه او آمادۀاستقبال از خطر بوده و تداوم گر حرکت او می باشند.

پیام ها
1-اگر انسان ایمان به هدف داشته باشد، حاضر است خود و نزدیک ترین بستگانش را در معرض خطر قرار دهد. «مِنْ بَعْدِ ما جاءَک مِنَ الْعِلْمِ»

2-آخرین برگ برنده و سلاح برنده مؤمن، دعاست. «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ»

3-فرزند دختری، همچون فرزند پسری، فرزند خود انسان است. «أَبْناءَنا» بنابراین امام حسن وامام حسین علیهما السلام فرزندان پیامبرند.

4-زن و مرد در صحنه های مختلف دینی، در کنار همدیگر مطرحند. «نسائنا»

5-در دعا، کیفیت و حالات اهل دعا مهم است، نه تعداد آنها. گروه مباهله کننده پنج نفر بیشتر نبودند. «ابنائنا، نسائنا، أنفسنا»

6-علی بن ابی طالب علیهما السلام، جان رسول اللَّه صلی الله علیه و آله است. «أنفسنا»

7-در مجالس دعا، کودکان را نیز با خود ببریم. «أبنائنا»

8-اهل بیت پیامبر علیهم السلام مستجاب الدعوة هستند. «أبنائنا، نسائنا، أنفسنا»

9-استمداد از غیب، پس از بکارگیری توانایی های عادّی است. «نبتهل»

10-کسی که منطق و استدلال و معجزه، او را به پذیرش حقّ تسلیم نمی کند، یکی از راه ها، مباهله است. «تعالوا...نبتهل»

11-اگر مؤمنان محکم بایستند، دشمن به دلیل باطل بودنش عقب نشینی می کند. «ندع...نبتهل»

12-استدلال را باید با استدلال پاسخ داد، ولی مجادله و لجاجت باید سرکوب شود. «لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ»

مقالات مرتبط
آیه مباهله از نظرگاه اهل سنّت

چند پرسش پیرامون آیة مباهله

معنای نفس در آیه مباهله و معنای مولی در حدیث غدیر

امیرالمؤمنین (علیه السلام) از نگاه رضوی

پی نوشت ها

[1] سوره آل عمران، آیه 61

[2]  التحقيق فى كلمات القرآن.

[3]  تفسير مجمع‏البيان؛ مناقب ابن‏مغازى، ص 263.

[4] صاحب تفسير الميزان در جلد سوّم صفحه 257 آورده است كه ماجراى مباهله را 51 نفر از صحابه به اتّفاق نظر نقل كرده‏اند. تفاسير كبير، آلوسى ومراغى ذيل آيه، در كتاب الكامل ابن‏اثير جلد دوّم صحفه 293، مستدرك حاكم جلد سوّم صفحه 150، مسند احمد حنبل جلد اوّل صفحه 185 و همچنين تفاسير روح‏البيان، المنار و ابن‏كثير و بسيارى از منابع شيعى و سنّى ديگر، اين واقعه را ضبط و نقل كرده‏اند. در كتاب احقاق‏الحق جلد سوّم صفحه 46 نيز نام شصت نفر از بزرگان اهل سنّت را آورده است كه همگى گفته‏اند: اين آيه در عظمت پيامبر و اهل‏بيت عليهم السلام اوست.

[5] تفسيرنورالثقلين ج 1، ص 351؛ اصول كافى، ج 2، باب مباهله.

تنظیمات قالب