برگزاری نشست تحلیلی مروری بر تفاهم نامه اخیر ایران و امریکا
به گزارش روابط عمومی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی ایران، نشست تحلیلی مروری بر تفاهم نامه اخیر ایران و امریکا با حضور دکتر محمدصادق کوشکی عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، و جمعی از اساتید و اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران در سالن کتابخانه مرکزی این دانشگاه برگزار شد.
دکتر کوشکی در ابتدای سخنان خود با اشاره به نگرش رایج در میان افکار عمومی که جنگ را پدیدهای خشونتآمیز و مذاکره را ابزاری مسالمتآمیز میدانند، تأکید کرد که این تصور در عرصه روابط بینالملل نادرست و گمراهکننده است.
وی با استناد به نظریه توماس هابز، نظام بینالملل را عرصهای از تنازع بقا توصیف کرد که در آن اخلاق و تعهدات شخصی جایگاهی ندارند و تنها امنیت و منافع ملی تعیینکننده روابط هستند. به گفته وی، مذاکره نقطهمقابل جنگ نیست، بلکه ابزاری به موازات آن با ماهیتی مشابه است و خشونت آن در قالب واژگان، جملهبندیها و قواعد حقوقی تجلی مییابد. ناپلئون بناپارت در این باره گفته است: برد مذاکره من به اندازه برد توپخانه من است.
عضو هیأت علمی دانشگاه با بیان اینکه اراده و قدرت دو رکن اساسی در تعیین خروجی مذاکرات هستند، به مذاکرات آلمان نازی در آستانه جنگ جهانی دوم (۱۹۳۸-۱۹۳۹) اشاره کرد و گفت که هیتلر هیچگاه اراده واقعی برای مذاکره نداشت و صرفاً با این ابزار، زمان میخرید تا طراحیهای نظامی خود را تکمیل کند. وی افزود که در نظام بینالملل مفاهیمی مانند بدعهدی به معنای اخلاقی رایج معنا ندارند و هرگونه نقض پیمان، در صورتی که به افزایش منافع ملی منجر شود، واقعبینانه تلقی میشود. سخنران سپس به موضوع خشونت مذاکراتی پرداخت و با اشاره به متن برجام، گفت که واژه داوطلبانه در مقدمه این توافق، کل تعهدات طرفهای مقابل را به اراده آنها گره زد و عملاً امکان هرگونه اعتراضی را از ایران سلب کرد.
وی همچنین به متن تفاهمنامه اخیر اشاره کرد و گفت که در بند مربوط به تنگه هرمز، آزادسازی شصتروزه به صورت شفاف و غیرقابلتفسیر نوشته شده، اما سرنوشت نهایی آن به گفتگو با عمان و کشورهای منطقه موکول شده که هیچ ضمانت اجرایی ندارد. عبارت خروج آمریکا از حوزه پیرامونی ایران نیز فاقد تعریف مشخصی است و قابل تفسیرهای متعدد خواهد بود. در بخش دیگری از سخنان، دکتر کوشکی به نبود بازدارندگی در تفاهمنامه اخیر اشاره کرد و گفت که این متن هیچ اشارهای به متجاوز، آغازگر جنگ یا خسارتهای واردشده ندارد و با قرار دادن ایران و آمریکا در یک تراز، عملاً قربانی و قاتل را برابر میکند.
وی با مقایسه این وضعیت با اقدامات حقوقی پس از حمله صدام به کویت در سال ۱۹۹۱ که فهرست مفصلی از خسارتها و غرامتها تهیه شد، تأکید کرد که غیاب این مکانیسمها در تفاهمنامه فعلی، بستر جنگهای بعدی را فراهم میکند. تحلیلگر مسائل بین الملل در ادامه به موضوع محدودیتهای غنیسازی در این تفاهم اشاره کرد و گفت که تعلیق غنیسازی به مدت ۱۵ سال، به معنای محروم کردن ایران از یکی از ارزانترین و پاکترین منابع انرژی است، در حالی که کشور نیاز مبرمی به ۲۰ هزار مگاوات برق جدید دارد و دانش فنی و معدن اورانیوم آن نیز موجود است. وی در پایان با اشاره به تجربه تاریخی مذاکرات موفق ایران و آمریکا در عراق (۲۰۰۳-۲۰۰۵) که با تکیه بر نفوذ میدانی و اراده قاسم سلیمانی و تیم امیرعبداللهیان همراه بود، خاطرنشان کرد که مذاکرهی موفق نیازمند اراده برای گرفتن امتیاز، ایجاد اهرمهای قدرت و بهرهگیری از تیمهای تخصصی متشکل از صدها کارشناس است، نه صرفاً چند دیپلمات.
وی همچنین به نقش امیرکبیر در مذاکرات تعیین مرز ایران و روسیه اشاره کرد که با ابتکار و اراده خود توانست بخشی از خاک ایران را از واگذاری نجات دهد. در پایان، دکتر کوشکی بر ضرورت ثبت حقوقی تجاوز و خسارتهای طرف مقابل در متون توافق تأکید کرد و گفت: اگر نتوان غرامت نقدی گرفت، حداقل باید متجاوز معرفی شود تا در آینده قابل استناد باشد، همانگونه که یادداشت مودت ایران و آمریکا (۱۹۲۸) در دیوان لاهه علیه آمریکا مورد استناد قرار گرفت.
کامنت